حامد ایراهیم پور

286

 

چه بود؟ جز خفگی،جز سکوت و بیم نبود
شبیه خانه... ولی خانه ی قدیم نبود


میان برف پریدیم و سهم مان چیزی
به جز نوازش شلیک مستقیم نبود


تگرگ می زد و طوفان گرفته بود،اما
کسی به فکر دو گنجشک ِ روی سیم نبود


کسی به گربه ی نزدیک ِتنگ ،سنگ نزد
کسی به یاد دو تا ماهی ِ یتیم نبود


...
تو را به گریه قسم :بازگرد...آن بوسه
برای آنکه خداحافظی کنیم نبود


 

من و تو دور شدیم و خدا نگاه نکرد
من و تو دور شدیم و خدا کریم نبود
...

/ 0 نظر / 140 بازدید